جليل عرفان منش
125
جغرافياى تاريخى هجرت امام رضا ( ع ) از مدينه تا مرو ( فارسي )
خوب شاه » است گرفته شده و منسوب به شاپور دوم پادشاه ساسانى است كه در قرن چهارم ميلادى به تجديد بناى آن شهر همّت گماشت . بانى اول نيشابور ، شاپور اول ، پسر اردشير بابكان مؤسس سلسلهء ساسانى است . جغرافىنويسان مسلمان در قرن سوم ، فهرست مفصّلى از شهرهاى مهم ولايت نيشابور ترتيب دادهاند كه قسمت عمدهء ايالت قهستان را شامل مىشود . فايدهء مهمى كه از اين فهرست به دست مىآيد تلفظ قديم بعضى اسامى است ، ولى بسيارى از آن اسامى را امروزه نمىتوان معين كرد كه با كدام محل تطبيق مىشود . « 5 » در اوايل دولت اسلامى به شهر نيشابور ، ابرشهر مىگفتند ، و همين نام بر سكههاى آن شهر در دوران خلفاى اموى و عبّاسى ضرب شده است . مقدسى و برخى از مورّخان ديگر آن را ايرانشهر نيز ضبط كردهاند ، ولى گويا اين نام فقط عنوان دولتى يا عنوان رسمى و افتخارى آن شهر بوده است . « 6 » در قرن چهارم هجرى ، نيشابور شهرى بزرگ و بسيار آباد و مساحتش يك فرسخ در يك فرسخ بود و داراى شهر و قهندز و حومه ( ربض ) بود و مسجد جامع بزرگى در حومهء آن وجود داشت ، از آثار عمرو ليث صفارى « 7 » كه مقابل ميدانى معروف به لشكرگاه واقع بود ، دار الامارهاى نزديك اين مسجد بود و به ميدان ديگر معروف به ميدان حسينين اتّصال داشت . زندان نيز تا دار الاماره فاصلهء زياد نداشت و ميان هر يك از اين عمارتها بيش از يك چهارم فرسخ فاصله نبود . قهندز دو دروازه و شهر چهار دروازه داشت . دروازههاى شهر موسوم بودند به : اوّل دروازهء پل ، دوم دروازهء كوچهء معقل ، سوم دروازهء قهندز و چهارم دروازهء پل تگين . در بيرون شهر و خارج قهندز و گرداگرد آنها حومه واقع بود و بازارهاى شهر در حومه قرار داشت . اين حومه دروازههاى متعدد داشت و از آن جمله بود دروازهء قباب ( گنبدان ) كه به
--> ( 5 ) - لسترنج ، جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 409 . ( 6 ) - مقدسى ، احسن التقاسيم ، ص 314 ؛ اصطخرى ، مسالك الممالك ، ص 258 ؛ ابن حوقل ، صورة الارض ، ص 313 ؛ ابن خردادبه ، المسالك و الممالك ، ص 24 ؛ يعقوبى ، البلدان ، ص 278 ؛ ابن رسته ، الاعلاق النفيسة ، ص 171 . ( 7 ) - عمرو ليث صفارى از امراى سلسلهء صفاريان بود كه در سال 266 هجرى امير خراسان و سيستان شد .